اینجا می توانید
مقاله ی هوفت را با عنوان "چگونه فیزیکپیشه ی تئوریست بدی شویم" بخوانید.
مقاله ی هوفت البته به طنز است. برای این که یک فیزیکپیشه ی خوب بشوید البته راه خیلی سخت تر است. خودش هم اولش به طنز می گوید که راه فیزیکدان بد شدن را می آموزد!! در واقع توفت دارد مشخصات فیزیکپیشگان پرت از مرحله را می گوید. بیشتر مخاطبش دانش آموزان یا دانشجویان لیسانسی هستند که ممکن است به دلیل عدم شناخت درست مدتی بیافتند دنبال برخی از فیزیکپیشگان پرت از مرحله و قسمتی از پویا ترین قسمت جوانی اش را با دنباله روی از این آدم ها خراب کنند. نمونه ی ایرانی این آدم ها را هم داریم!
کسانی هستند که عرفان و کوانتم در هم می آمیزند . ببینید! "عرفان و کوانتم" را در هم آمیختن مختص ایرانیان نیست. در بین غربی ها هم کسانی بوده اند که این مسئله را مطرح کرده اند. در بین آنها نام های بزرگی مانند پائولی و پنروز به چشم می خورد. البته تاكيد مي كنم حرف هاي پائولي يا پنروز ربطي به اين آش شله قلمكار "عرفان و كوانتم" كه برخي در ايران به خورد مردم مي دهند ندارد. گاهي از اسم آنها و توجه آنها به يك سري مسايل خارج از دامنه ي فيزيك سو استفاده مي شود.
از آن سو هم افرادی مثل واینبرگ می آیند و حسابی به این ایده انتقاد می کنند. من قصد ندارم این چیزها را بشکافم. علاقه و وقتی برایش ندارم. واینبرگ قبلا مفصل جوابشان را داده. اگر خیال می کنید کسی که "عرفان و کوانتم" در هم می آمیزد خیلی حالیشه و حرف مرا هم که می گویم "این چیزها مزخرف هستند" نمی پذیرید به نقدهای واینبرگ مراجعه کنید. اولا که "واینبرگ" در فیزیک خیلی مرجعیت دارد. ثانیا استدلال کرده. استدلال هایش را بخوانید تا ببینید درست می گوید یا نادرست.
یک بنده خدایی هست به نام "اپرا وینفری"! یک خانم سیاه پوست آمریکایی که خود را از فقر مطلق بالا کشیده و الان جزو میلیاردر های درجه یک آمریکا ست. یک شوی تلویزیونی دارد که صد میلیون نفر در دنیا بیننده دارد. حتی در بین زنان عرب این خانم کلی هوا دار دارد. کارهای خیریه وسیع دارد. در آفریقا مدرسه ساخته. در آمریکا برای بی بضاعتان خانه ساخته. تا اینجای ماجرا بسیار خوب و تحسین برانگیز است!
برخی از بیننده ها حسابی به او ارادت دارند در حد یک موجود نیمچه مقدس. بعضی ها -استغفرالله- او را الهه ی خود می نامند. وای دَدَم! هرچی که رنگ تقدس گرفت از توش یه گندی در می آید- می خواهد در آمریکا باشد می خواهد در بورکینافاسو! خلاصه این خانم گاهی مروجان شبه علم را دعوت می کند به شوی تلویزیونی خود و نظرات آنها را ترویج می کند. بیننده ها یی هم هستند که دربست حرف هایش را قبول می کنند. خلاصه بد اوضاعی است. دور دارد می افتد دست طرفداران شبه علم. خیلی باید مواظب بود. این بند و بساط "نیو ایج" حسابی مرا می ترساندو نگران می کند.
ببینید! من از نزدیک دیده ام کسانی که افتاده اند توی خط دنبال روی از این آدم هایی که مروج شبه علم هستند در زندگی شخصی خودشان تصمیم های خیلی غلط و غیر منطقی گرفته اند. زندگی خودشان را بد جوری ویران کرده اند وگاهی زندگی بقیه را هم! ظاهرا آدم های دوست داشتنی و اخلاقی ای شاید باشند. نه به ریا بلکه از ته دل! اما یک کار هایی که کرده اند که آن قدر بی اخلاق بوده که حتی آدم هایی که به لاابالی گری و ولنگاری شهرت دارند هم شاید دنبالش نروند. خلاصه می گویم: قبل از این که آدم آلوده ی این جور چیزها بشود بهتر است از آنها دوری کند.وقتی به راحتی بیخیال اصول علم می شوند به همان آسانی اصول اخلاقی پذیرفته شده در جامعه را هم ممکن است شل بگیرند.
پی نوشت: یک مشاهده: در بین کسانی که برای خودشان دفتر و دستک شبه علم راه می اندازند خیلی کم از جنس لطیف به چشم می خورد.اما بین مروجان و مریدان این حضرات ذکور درصد زنها بیشتر است. بسیار متاسفم! هرچی می کشیم از دست خودمان می کشیم! رمال بازی-- چه از جنس سنتی و چه از جنس مدرن-- خیلی بیشتر از "مرد دیو سیرت تیپیکال فیلم های جشنواره پسند" باعث عقب ماندگی و بدبختی جنس لطیف می تواند بشود!
باباجون! اون موجودی که بساط شبه علم راه می اندازد ومرید جمع می کند یا دنبال پول است یا دنبال نگاه واله و شیدای جنس لطیف و یا هر دو! آن کسی که نظرات او را ترویج ومنتشر می کند باز دنبال سود مالی است. اونی که واله و شیدا می شود چی به دست می آورد من نمی فهمم!!!
پی نوشت دوم: جلوی مروجان شبه علم را نمی شه گرفت! آدم باید خودش عاقل باشه.
پی نوشت سوم: از ویژگی های شیادانی که به توسل به شبه علم برای خودشان مرید جمع می کنند: دشمنی با محمد رضا گلزار (هنرپیشه)!!!!! به مريد جوان اين گونه القا مي شود كه اگر از هنرپيشه ها ي خوش تيپ بيزاري بجويد و هواداران آنها را تحقير كند و به جايش شبه علم آن مراد را بلغور بكند خيلي دختر سطح بالايي مي شود! بعد از مدتي مريد كه احساس بسيار سطح بالا بودن مي كند به دوستان و همسالانش فخر مي فروشد واز جمع آنها طرد مي گردد.
به جاي اين كار اگر همان دختر در همان درس هاي معمولي خودش كوشاتر باشد، اگر زبان انگليسي خودش را تقويت كند، به يك ورزش سالم بپردازد، يك مقداري هم اطلاعات اقتصادي و حقوقي خود را بالا تر ببرد و حقوق خود آشنا شود و بداند چه جوري پول هايش را سرمايه گذاري كند و....خيلي خيلي بيشتر به نفعش خواهد بود. با دنبال اين قبيل آدم ها راه افتادن كسي سطح بالا نمي شود. بعد از مدتي به خاك سياه مي نشيند. براي اين كه يك دختر امروزي موفق كسي بشود بهتر است فكرش را بدهد كه از همان زمان دانشجويي در رشته ي خودش كارآموزي كند تا وقتي درسش تمام شد زود شغل پيدا كند و در زندگي شغلي و اجتماعي موفق باشد.