مشکلات ما از اینجا آب می خوره که دنبال معجزه گر هستیم. خیالمان راحت! معجزه گری بین شهروندان معمولی متولد ۱۳۰۰ ه. ش. یا بعد تر پیدا نخواهد شدکه یک تنه همه ی مشکلات را حل کند! هر کس هم جز این می گه دروغ می گه. مسایل باید به تدريج با کار کارشناسی درست و حسابی حل شود. برای این که این اتفاق بیافتد کسانی باید در مقام مسئولین قرار بگیرند که اولا آدم های منطقی و مسئولیت پذیری هستند ثانیا به نیکی می دانند که دوره ی "همه فن حریف بودن" خیلی وقت است که گذشته. این درک را دارند که باید رفت سراغ کارشناس دانا و توانا و از او کمک خواست و به توصیه هایش عمل کرد.

حالا چه جوری می شه تشخیص داد یکی این قابلیت را داره که چنین مدیری  یا نماینده ی مجلسی بشه یا نه. به حرف هایش دقت کنید و ببینید چی می گه. به خصوص ببینید چه قدر عدد و رقم حالیش هست. معمولا آنهایی که وعده های توخالی می دهند وقتی به عدد و رقم می رسند خودشان را لو می دهند!  معلوم است که خلق الساعه یک رقم پرانده اند که دهان پرکن باشد. اعداد بی نهایت هستند! اگر طرف ننشسته باشد قبلا برنامه ریخته باشد به احتمال زیاد عددی که خلق الساعه می پراند چند مرتبه ی بزرگی با عددی معقول در آن موضوع فرق خواهد داشت. این روش مناسبی است که مدعی لاف زن از کسی که واقعا به فکر اصلاح امور است بازشناخته شود.

اگر یادتان باشد چندی پیش مطلبی داشتم با عنوان "میلیون با میلیارد چه فرقی داره؟!" توصیه می کنم آن مطلب را بخوانید تا منظورم روشن تر شود.