تورلیدر بارسلونی مان هرجا  به چیز قابل افتخاری اشاره می کرد آن را به کاتالان نسبت می داد:

rich catalan culture

entrepreneurial spirit of catalans

.....

هرجا به چیز بدی می خواست اشاره کنه  اسم اسپانیا می آمد وسط:

Spanish timing!

(برای بی برنامگی و تاخیر!)

پپپپپیییییییییی! غریبه ایش دی!

راستی! تشابه  مردم بارسلون  با همشهریان عزیز من  به علاقه ی زاید الوصفشان به تیم فوتبال شهرشان ختم نمی شود. چند تا تشابه دیگه هم من در آن دو روزی که آنجا بودم کشف نمودم:

۱) همان entrepreneurial spiritکه در بالا گفتم.

۲) هنری که به نسبت دیگر شهرهای اروپایی پوشیده تر است و بیشتر  به گل و بته و شکل های تجریدی می پردازد. هنر تبریز هم همین طور است. به عنوان مثال  سبک قلمزنی و نقره کاری تبریز برعکس  شهرهای دیگه ی ایران که این هنر در آنها رایجه  بیشتر  روی  اشکال هندسی است  نه  مینیاتور های دلدادگان.

۳)  روی همه چیز "اؤرتوک" کشیدن!  خدا بیامرزه مادر مادربزرگم را! برای چمدانش "اؤرتوک" دو خته بود و بعد از هر سفر آن را در می آورد و خوب می شست و آب می کشید و بعد اطو می زد.  بارسلونایی ها دست ما تبریزی ها را هم  از پشت بسته اند. حتی روی ساختمان هایشان هم "اؤرتوک" می کشند که کثیف نشوند. می گم بد فکری هم نیست ها! یادم باشه من هم بعد از بازنشستگی یه "اؤرتوک" برای ساختمان برج ساعت شهرداری بدوزم کثیف نشه! حیفه!