محمدمهدی شیخ جباری
تهیه شده برای مجمع عمومی فرهنگستان علوم
مهرماه ۱۴۰۵

امروزه بحث درباره هوش مصنوعی همه جا و در همه عرصه‌ها دیده می‌شود. این واژه مانند «فضای مجازی» که آن هم ترکیبی نارسا و نادرست برای بیان مفهوم و وضعیت موجود است--- نارسا است و نمایان‌گر آنچه در حال رخ دادن است، نیست. هر فناوری تازه‌ای با خود امکانات و گشایش‌ها، فرصت‌ها و چالش‌هایی می‌آورد. اما هوش مصنوعی—که شاید هوشواره واژه‌ای بهتر برای آن باشد—تمایزی اساسی با تمامی موارد پیشین دارد: هوشواره صرفا یک فناوری جدید یا برتر نیست؛ هوشواره یک فرافناوری است. تمام ابعاد و وجوه یک فناوری برتر را دارد اما بسیار فراتر از آن است. قبل از شروع بحث تاکید می‌کنم که این نوشتار یک مقاله پژوهشی متعارف نیست، توصیفی از چند مواجهه شخصی یا دوستان با هوشواره هم نیست؛ این نوشتار بیان دیدگاه و برداشت نگارنده در پس تجربیات متعدد شخصی و مطالعه تجارب و مواجهات بقیه از همکاران و پژوهشگران در اقصی نقاط دنیا و بحث و گفتگو با آنها، و تفکر و تامل در حوزه هوشواره است.

  1. فراز اول

فناوریها معمولا در قالب ابزارها (ابزار به معنای عام و اعم آن) نمود می‌یابند. این ابزارها در تکوینی تاریخی به همراه تبدیل شدند مانند گوشی همراه—که از نظر نسل جوان فعلی بخش یا ادامه‌ای «طبیعی» از دست و بدن و وجودشان است و نه چیزی عاریه و اضافه. اما، هوشواره هم‌اکنون و در آینده‌ای نزدیک، فراتر از همراه به همدم و یا حتی فراتر از آن تبدیل شده یا خواهد شد: همدمی که خود بخشی از هوایی را که تنفس می‌کنیم می‌سازد؛ گریزی از آن نیست، در درون آن هستیم و آن را هر لحظه، خواسته یا ناخواسته، دانسته یا نادانسته تنفس می‌کنیم. آیا این هوا سالم است؟ سمی است؟ اثرات با واسطه یا بی‌واسطه آن چیست؟ نمی‌دانیم........

  1. فراز دوم

هوشواره فراتر از فناوری است چون مستقیما درباره قابلیت ویژه انسان—شناخت cognition است. هوشواره ابزار شناخت نیست، خود دارای شناخت است. هوشواره صرفا تکرار الگوریتمهایی از پیش دانسته یا داده شده و کاربرد آنها نیست؛ هوشواره استدلال را می‌فهمد، آن را نقد می‌کند و خود استدلال و استنتاج می‌کند. شناخت صفر و یک نیست، یک طیف است و سطوح بسیار دارد. سطحی از شناخت که دیروز منحصرا در اختیار انسان بود، مدعی دیگری پیدا کرده؛ هم اکنون نه تنها در بسیار موارد تنه به تنه شناخت بشری می‌زند، از خیلی جهات بر ابزارهای شناختی انسان برتری دارد: سرعت یادگیری، وسعت اطلاعات در دسترس و تحلیل‌پذیر، توانایی تحلیل داده‌ها در سرعت و حجم بالا و حتی بارقه‌هایی از ابتکار و خلاقیت و نوآوری. البته در موارد آخر هنوز انسان جلوتر است، اما هوشواره با سرعتی باور نکردنی در حال پیشروی و تکوین است.....

  1. فراز سوم

آنچه شناخت بشری را تاکنون ممتاز کرده پیچیدگی نسبی خود شناخت و فرآیند دستیابی به آن است که باعث بروز ویژگی‌هایی مانند خلاقیت، ابتکار، نوآوری، توانایی ایده‌پردازی، تصمیم‌گیری و اختیار در تصمیم‌گیری و نهایتا تصور و تخیل و تحلیل آنچه واقعا (در جهان واقع) وجود ندارد، می‌شود. هوشواره-به فهم نگارنده- به سرعت در حال نزدیک شدن به سطح پیچیدگی شناختی انسانی است. نکته بسیار مهم دیگر این است که همانند مغز انسان که هنوز هم واقعا و به درستی نمی‌دانیم چگونه کار می‌کند و چگونه ویژگیهای نام‌برده را بروز می‌دهد، در مورد هوشواره هم نمی‌دانیم. اما مهم آن است که کار می‌کند و می‌توان با آن کار کرد، همانند مغز انسان. به جایی رسیده ایم که دیگر نمی‌توان با خاموش کردن آن این ویژگی‌های هوشواره را از میان برد. این وضعیتِ الان است. با یک برون‌یابی ساده می‌توان دید که هوشواره در آینده نزدیک از نظر پیچیدگی شناختی انسان را پشت سر خواهد گذاشت، من مانع یا مرز خاصی در این باره نمی‌بینم. به یاد داشته باشید که در سایر قابلیت‌های شناختی هوشواره که پیشتر به آن اشاره کردم، هم‌اکنون هم از انسان پیش است. این پیامدهای بسیار عمیق دیدگاهی، فلسفی، حقوقی، اجتماعی و .... دارد که باید در جای خود تبیین و بحث کرد. به یاد داشته باشیم که بحث عقلی و به دور از آزمایش و واقعیات موجود، همانند مثال معروف تعیین دندانهای اسب، ما را به جایی نخواهد رساند، راهش باز کردن دهان و شمارش دندان‌هاست....

  1. فراز چهارم

هوشواره در علوم و پیشبرد آن و در سرریز آن به فناوری‌های نوین هم نقشی روزافزون دارد. شاید در حوزه آکادمیک و دانشگاهها در ریاضیات پیشتاز باشد. شرکت Open-AI از پیشروان هوشواره، یک دپارتمان ریاضی بسیار فعال دارد و اخیرا لیستی از مسايل مرزهای دانش ریاضی را که بعضا سالهاست ریاضیدانها با آنها دست و پنجه نرم می‌کرده‌اند، حل کرده اند (فایل پیوست). همین درباره فیزیک نظری—شاخه پژوهشی خودم هم—با سرعتی باور نکردنی—در حال انجام است—مثلا اینجا را ببینید

& https://physicsexplained.substack.com/p/a-harvard-professor-let-ai-write https://github.com/openai/math/tree/main

https://www.anthropic.com/research/claude-shaped-science

نکته مهم این است که هوشواره تنها یک ابزار محاسبه یا کمک دست نگارش متن مقاله یا تهیه فایل ارائه سخنرانی نیست، هوشواره مانند یک وردست پژوهشی و یک همکار پژوهشی که اطلاعاتی بسیار بسیار وسیع و قدرت تحلیل و محاسبه بسیار بالا دارد است. هوشواره استدلال را می‌فهمد، آن را نقد می‌کند و مبتنی بر تمامی داده‌های در دسترس، خود مستقلا استدلال و استنتاج می‌کند؛ دقیقا به لحاظ روش‌شناختی همانند یک انسان. اتفاقا هوشواره اشتباه هم می‌کند، از همان دست اشتباهاتی که یک انسان می‌کند، سهوی ویا حتی عمدی!! هوشواره خود ایده پیشنهاد می‌دهد، ایده‌های داده شده را نقد می‌کند و نهایتا راه حل پیشنهاد می‌دهد. در نتیجه بسیاری از کارهای یک همکار پژوهشی معتبر و قابل اعتنا را انجام می‌دهد. توجه کنید، این قابلیت‌ها هم‌اکنون هم وجود دارند و صحبت از فردا یا آینده دور نیست.

توانایی شکوفا شده هوشواره در حوزه ریاضیات چشم‌گیر است. ایده اثبات قضایا را می‌دهد و قضایایی را اثبات می‌کند که تاکنون با هوش و شناخت انسانی ممکن نبوده، واقعا این کارها را کرده... با این سرعت واقعا سرسام‌اور، دیگر در ۳-۴ سال آینده نیازی به داشتن ریاضی‌دان به تعداد زیاد، پرورش دانشجوی دکتری ریاضی و .... نخواهیم داشت. دپارتمانهای فیزیک نظری و ریاضیات فقط تعدادی محدودی افراد بسیار توانا را جذب خواهند کرد و به جای آن هوشواره‌های خاص را به ‌کار خواهند گرفت. هوشواره‌ها در طراحی آزمایش‌ها نمودی روزافزون دارند و در آینده نزدیک عمده بار را بر دوش خواهند گرفت، البته در بخش ساخت و اجرا هنوز چند سالی فاصله هست. در تمامی حوزه‌هایی که بیشتر به قدرت و تجربه استدلالی‌، محاسباتی و تحلیلی تکیه دارند، یعنی همه رشته‌های مهندسی و بخش بزرگی از علوم مبتنی بر شیمی و طراحی و مشخصه‌یابی مواد از جمله داروسازی و..... و بخشهای بزرگی از پزشکی در تشخیص و تجویز، هوشواره به سرعت و وسعت جایگزین خواهد شد. علوم اجتماعی و انسانی و حتی فلسفه هم به هیچ‌وجه مصون نیستند. قدرت گردآوری، کار و تحلیل با داده‌ها در حجم بسیار بالا، هوشواره را به چیزی بسیار فراتر از یک ابزار تحلیل آماری تبدیل کرده. هوشواره نتایج تحلیل‌ها را مدل‌یابی و مدل‌سازی می‌کند و مدل‌ها را حتی بدون دخالت انسان به محک داده‌هایی که خود گردآوری کرده می‌زند. هوشواره می‌فلسفد و استدلالها را تبیین، نقد و تحلیل می‌کند، با اشرافی بی‌بدیل بر تاریخ و ادبیات فلسفی. این تمثیل (به ویژه در حوزه علوم نظری-محاسباتی) می‌تواند بسیار روشنگر باشد: اگر حوزه شناخته شده دانش را مانند دریا، نادانسته‌ها را مانند ساحل و خشکی و مرز دانش را نوار ساحلی ببینیم، ورود هوشواره مثل سونامی و بالا آمدن سطح آب دریا و پیشروی دریا در خشکی با سرعت زیاد است. ما در این دریای مواج کجاییم؟ آیا قایق ما به سلامت به ساحلی خواهد رسید؟!

  1. کلام آخر

خلاصه، تقریبا هر آنچه که یک پژوهشگر و یک دانشمند در حیطه بحث، تفکر، استدلال و استنتاج می‌تواند انجام دهد، هوشواره هم‌اکنون انجام می‌دهد و یا بالقوه در ۳-۴ سال آینده انجام خواهد داد. استدلال می‌کند و نتایج خود را نقد و تحلیل می‌کند. خستگی‌ناپذیر و بی‌منت است. پیچیدگی تحلیل و تفکر هوشواره مفهوما به همان پیچیدگی فهم و تفکر انسانی است. به نظر من هنوز حطیه اندیشمندی و خلاقیت و ابتکار و پردازش ایده و تخیل و تصور، در دسترس زودهنگام هوشواره نیست، گر چه برای آنها هم گلوگاهی شناختی یا تکنولوژیک نمی‌بینم، فقط اندکی بیشتر زمان می‌برد. این «رقیب» نوخاسته (و شاید ناخواسته) هم‌اکنون متولد شده و با سرعتی باورنکردنی در حال رشد است. ما باید بیاموزیم که چگونه با او همزیستی کنیم، البته اگر او نیز همین قصد را داشته باشد. نسخه من برای مواجهه در کلام ساده است:

Understand & Embrace; Adapt & Adopt.