همان طوری که قول داده بودم  این وبلاگ را می خواهم با سخن عشق به پایان ببرم چرا که

"از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر / یادگاری که در این گنبد دوار بماند."

ببینید! از دو سال پیش تا کنون من به مقوله ی عشق در این وبلاگ بیشتر پرداختم. چرا؟! شاید به این دلیل که سنم بالاتر رفته. این نوشته را از دید یک زن ۳۶ ساله (در آستانه ی ۳۷ سالگی) می نویسم که بیش از ۱۵ سال از ازدواجش می گذرد.

از دو سال پیش که من به مناسبت سون-آی بحث در مورد عشق را آغاز کردم روز به روز بیشتر به اهمیت صحبت در این مقوله در چارچوب فرهنگ روز خودمان پی می برم. یک آقایی در یکی از نشریه های محلی تبریز دو سال پیش پیشنهاد داده بود که به جای والنتاین سون آی را جشن بگیریم که بومی باشد. تاکید کرده بود که برای مراسم می توانیم همان مراسم والنتاین  (خرید هدیه) را اجرا کنیم اما در یک روز که مناسبت بومی دارد نه وارداتی.

من آن آقا را نمی شناختم و آن نشریه را هم مطالعه نمی کردم. به طور اتفاقی در یکی از ای-میل های اسپم که معمولا بدون خواندن پاک می کردم این پیشنهاد را دیدم و فکرم را مشغول کرد. در این وبلاگ در این مورد بسیار نوشتم. اگر یادتان باشد یک نوشته داشتم با عنوان

" روز عشقی ورای مصرفگرایی غربی و مازوخیسم شرقی". حرفم سر این بود که حال که می خواهیم مراسم جدیدی را بنا نهیم چرا  تقلیدی عمل کنیم؟! مراسم والنتاین خیلی هم بی عیب نیست.  درسریال های کمدی آمریکایی  ملاحظه می کنید که در روز والنتاین معمولا زوج ها دعوایشان می شود. این کمدی ها ریشه در واقعیت دارند. معمولا مراسم آن جور که می خواهند در نمی آید. از هدیه ی طرف مقابل خوششان نمی آید. کلی استرس دارند که در بهمان رستوران جا رزرو کنند بعد که به سر میز شام می رسند می بینند خوب که چی؟! این همه استرس واسه ی چی بود و دعوایشان می شود. اینها همه از مضرات فشار زندگی مصرفگرایی و تجارتی و بازاری شدن مقوله ی عشق است.

اگر می خواهیم مراسم جدیدی برای عشق پی افکنیم نیاز های روز خود را بشناسیم و برای پاسخگویی به این نیازها مراسم را پی افکنی کنیم. خوشبختانه این مراسم در زمانی دارد پا می گیرد که قلم یا بهتر است بگویم کیبورد به همان اندازه که دست آقایان است دست خانم ها هم هست. دیگه لازم نیست خانم ها تنها "معشوق" (بر وزن "مفعول") باشند می توانند در این مراسم خود به صورت "عاشق" (بر وزن "فاعل") عمل کنند. منظورم این است که خانم ها می توانند خواست،  احساسات و توقعات خود را هم به نیروی قلم منعکس کنند.

 سون-آی فرصت خوبی است که فکر کنیم و ببینیم به دور تبلیغات رسانه ای مصرفگرایانه  در مورد عشق و به دور از  تاکید ادبیات کلاسیک بر مازوخیسم به عنوان  نهايت عشق،  ما به عنوان یک انسان از همسرمان به عنوان یک انسان دیگر که معشوق ماست چه می خواهیم و چه حاضریم به او بدهیم. بياييد در اين باره با هم گفت و گو كنيم تا نظراتمان و در نتيجه عشقمان پخته تر شود. هر چه خواست ها و انتظارات پخته تر باشد پايداري عشق بالا تر  مي رود.

 پي نوشت طنز:

یاد یک کاریکاتور قدیمی اسپانیایی افتادم که یک مرد نقاش داشت خانمی را به تصویر می کشید. در تابلوی او عکس زنی جوان و زیبا با شاخه ی گلی در دست و لبخندی بر لب می دیدید. در صورتی که پشت بوم نقاشی زنی چروکیده و خشمگین و آماده ی حمله می دیدید با وردنه ای در دست!