متن زیر را دانشجوی امیدوار  تهیه کرده است:

"در جدال بین قدیم و جدید، گاهی اوقات نوگرایان به جانب افراط روی می آورند و خواهان نو شدگی همه جنبه های زندگی شهری هستند. آنها حتی بافت قدیم را که کانون و هسته ی اولیه ی شهر محسوب می شود و بیش از چندین سده زندگی در آن جریان داشته است، نمادی از عقب ماندگی می دانند. در عوض طرفداران بافت قدیم که شاید سنت گرا هم نباشند، بافت قدیم را چون کتابی خشت و گلی می دانند که در زمان حاضر از خاطره ها و رویدادهای گذشته سخن می گوید:
این کوچه های غبار گرفته ی پوسیده، تنگه ی احد است، هر کس این سرزمین مقدس را به هوای غنائم و تمدن و تجدد رها کند همه چیز را باخته است. اینجا آخرین سنگر است در برابر هجوم بی پروای تکنولوژی که آمده است همه چیزمان را بگیرد، تاریخمان، فرهنگمان را و میراثمان را. باید کاری کنیم. عنقریب است هاید پارک، هاروارد، ایفل و مجسمه ی آزادی غرب کمر ساخته های خشتی کهنه ی شرق را به خاک نهد. اگر افیون دنیای متمدن و آماده خوری نعشه مان نکرده است، اگر جسارت گلاویز شدن با این هیولای هزار سر را نداریم، لااقل به افتخار نابودی تاریخ کشورمان هورا نکشیم و اگر می توانیم به قول کنفوسیوس حکیم "به جای لعن تاریکی یک شمع روشن کنیم"...

باید سری به کوچه های باریک فهادان بزنم، گوش به کوچه های کاهگلی غربت زده ی باغ گندم بچسبانم که از هیاهوی این شهر خسته ام...
دلم گرفته است. کاش بارن ببارد. اگر نمی باران ببارد، از این کوچه پس کوچه های خاک گرفته، از این دیوارهای گاهگلی و از این خشت های خام بوی خاک بلند می شود، بوی آدم های قدیمی، بوی خدا..."

یک قرن دگرگونی – مهدی دهقان منشادی – صفحه ی 80
متن نقل قولی ازمحمد رضا سید حسینی – سه تیر 1386

چون مینجق جان گفتند من حس و نظر شخصی خودم رو راجع به مطلبی که می فرستم هم بگم، این صحبت ها رو در ادامه میارم.
در مورد بافت قدیمی برای من به شخصه دو چیز بسیار جذاب و خاص و دوست داشتنیه.

1. بادگیر
2. ساباط

بادگیر جز لاینفک بسیاری از خانه های قدیمیه. اگه در یه ارتفاعی قرار بگیرید و از اونجا به بافت قدیمی یزد نگاه کنید اولین چیزی که توجهتون رو جلب می کنه بادگیرها هستند.
زیر بادگیر ها حوضی وجود داره که قدیم ها توی تابستون حوض رو پر آب می کردند و توش رو پر هندوانه می کردند تا خنک بشه و بعد از ظهرها همه کنار هم جمع می شدند و هندوانه یا کاهو سکنجبین می خوردند. یزدی ها همه کلی خاطره از این حوض ها و بادگیرها و هندوانه ها دارند.

چند تا از بادگیرهای معروف یزد که خیلی هم قشنگن:
پنج بادگیری که در میدان امیر چخماق قرار داره:

آب انبار شش بادگیری: که احتمالا تنها شش بادگیری جهانه.

و اما گل سر سبد بادگیر های یزد: بادگیر باغ دولت آباد

دلیل نامگذاری شهر یزد به "شهر بادگیرها":
"شهر تاریخی یزد به شهر بادگیرها معروف است و به تحقیق، نسبت به سایر شهرهای مرکزی ایران دارای بیشترین تعداد بادگیر است. در این شهر، مرتفع‌ترین بادگیر جهان یعنی بادگیر باغ دولت آباد به ارتفاع ۳۳٫۸ متر وجود دارد." ویکی پدیا

و اما ساباط ها:
ساباط به کوچه های مسقفی گفته میشه که هدف از ساختنشون ایجاد سایه و اندکی خنکا برای عابرین بوده.
"این سازه به شوند نیمه پوشیده بودن در تابستان به پدید آمدن کوران هوا می‌انجامد که هوای درون سابات را از بیرون آن خنکتر میکند. همین نیمه پوشیده بودن در زمستان به گرمتر شدن هوای درون سابات از بیرون آن می انجامد. سابات‌ها همچنین مایه یکپارچگی و استواری خانه‌های کنارشان هستند و به آنها در پایداری در برابر نیروهای پدید آمده از فشار سازه کمک می‌کنند." ویکی پدیا

و چقدر باعث افتخاره که معماری سنتی ایران علاوه ب این همه زیبایی و آرامش خاصش،پشتوانه ای قوی از فکر و فرهنگ هم داره.