از "شر و ور" و "آه و اوه شاعرانه صد من یه غاز"  و "گرگ صفتان در پوستین درویش" ملولم و دو کلمه حرف حسابم آرزوست!
آنا در اين يادداشت خود چند توصيه از روي تجربيات زندگي خود كرده كه حرف حساب هستند.

در مورد آخر تاكيد بر لزوم مشاوره با وكيل است. من اين را اضافه مي كنم:

مشاوره مستمر با وکیل های کاردان را هم من به جدیت توصیه می کنم. فکر می کنم منظورآنا بیشتر در قضیه ی ارث و میراث بود ولی من توصیه می کنم در همه ی کارها مثل معاملات و ازدواج و... با یک وکیل کاردان مشورت شود.
یادمه یک زمانی روشنفکران می گفتند که شرط ضمن عقد بگذارید که قیمومیت فرزندان بعد از طلاق یا مرگ همسر با شما خواهد بود. با وکیلی صرفا جهت اطلاع و از روي كنجكاوي صحبت کردم و او به تاکید گفت همه ی این گونه شرط ها  در برابر دادگاه یعنی کشکی بادمجون!! داماد سر عقد این شروط را امضا می کنه تا دل عروس خانوم خوش باشه و بگه چه شوهر روشنفکری دارم!! اما مرد اگر دلش بخواد با حمایت تام قانون می تونه بزنه زیر همه ی آن قبيل شرط وشروط الكي و دلخوش كنكي! به علاوه اگر از دنیا بره پدرش که بنا به قانون  "صاحب" نوه ها حساب می شه می تونه توی روی عروس نگاه کنه و بگه:"حالا پسره عقل نداشت اینو امضا کرد من که عقلم را دست زن-جماعت نمی دهم!"  از منظر قانون اين مملكت حق با اوست!! خلاصه بگم. این قبيل شروط،  اكثرا گول زدن عروس است و بس! در عمل و در برابرقانون  ارزشي نداره مگر آن كه ظرافت هاي قانوني با نظارت يك وكيل خبره رعايت بشه. به جای گوش کردن به حرف های روشنفکری شعارزده بهتره با وکیل مشورت کنیم تا راه و چاه قانونی را نشان بده تا بعدا كمتر در حقمان ظلم بشه.
 
پی نوشت: و یک تجریه ی دیگر! هر چه قدر طرف حساب در بدو کار یا معامله یا قرارداد بیشتر هارت و پورت و ادعای مرام کنه و بیشتر فیلمفارسی-بازی در بیاره که "ریشی که من می ذارم از صد تا سند معتبر تر هست !!!" بیشتر به او شک کنید! کمتر به او اعتماد کنید. از هارت و پورت و قهر کردن او هم نهراسید!! اگر او آدم حسابی باشد از این که قرارداد کتبی معتبر بسته شود ابایی نخواهد داشت. حالا که هارت و پورت راه انداخته لابد ریگی به کفش دارد! پس فردا هم با همین هارت وپورت می زند زیر وعده و وعید و ادعاهایش. همان بهتر که معامله از اول به هم بخورد یا سفت و سخت بسته شود. اگر گفت امضا و سند کتبی خواستن توهین به شخصیت قهرمان فیلمفارسی گونه ی اوست بدانید که ریگی به کفش دارد که حاضر نیست وعده و وعید و ادعاهایش را مکتوب کند و امضا نماید.