وقتی می فهمم که ما به پختگی رسیده ایم که وقتی کسی جایزه ای می گیرد یا مثلا در ساینس و نیچر مقاله ای چاپ می کند دیگران نه از او قهرمانی بسازند و نه سعی کنند موفقیت او را کوچک جلوه دهند. به جای آن با  روی باز به او تبریک بگویند به افتخار این موفقیت جشن کوچکی ترتیب دهند  در این جشن بعد از اندکی شوخی تفریح و تبریک بحث جدی را شروع کنند و ببینند چگونه می توانند از اعتبار حاصل از این موفقیت  استفاده بکنند تا راهی باز کنند برای پیشبرد اهداف علمی خود. متاسفانه هنوز به این پختگی نرسیده ایم. خودم را هم جزو این "ما" می دانم و اذعان می کنم که باید بکوشم در این زمینه پخته تر عمل کنم.

خیالتان تخت و راحت! اگر جمع این گونه پخته عمل کند  جایی برای کم ظرفیتی فردی نمی ماند! لازم نیست یک عده هم جهاد آغاز کنند که فرد را سر جایش بنشانند!

وقتی داشتیم مدارک لازم برای تشکیل این شبکه را تنظیم می کردیم قرار شد جایزه ها و ... را ردیف کنیم، بخشي هم به جوايزي كه اعضا گرفته اند اختصاص دادند.  جایزه ی آیوپاپ را که من در سال ۲۰۰۸ گرفته بودم اول از همه نوشته بودند. همان طوری که گفتم این گونه جایزه ها به درد این کارها می خورد. وقتی من این جایزه را گرفتم عده ای از هموطنان برخودشان وظیفه دانستند تا جهادی را آغاز کنند که نشان دهند این جایزه بی ارزش است و.... می ترسیدند مبادا خدای ناکرده به خاطر این قبیل جایزه ها  من مورد توجهی قرار گیرم. واقعيت را بخواهيد آن گونه توجه كه آنها از آن واهمه داشتند چندان مقبول من هم نبود كه برايش بال بال بزنم. اگر هم آنها آن جهاد را آغاز نمي كردند خودم يك جوري رفتار مي كردم كه آن نوع توجه قطع شود. خودم پا نمي دادم چون مي دانم قهرمان سازي و توجه  به آن صورت كه در مشرق زمين به شخص مي كنند تخدير كننده است! به علاوه، به اندازه ي يك نان بربري هم نمي ارزد. يك نان بربري هم به ازاي آن همه "حلوا حلوا" كردن ها نمي دهند.  بيشتر حاسدان را عليه آدم تحريك مي كند و باعث درد سر مي شود.

من از این جایزه خوشنود بودم چون یک برگ برنده در دستمان شد که در رقابت گرفتن بودجه برای پیشبرد این شاخه از فیزیک به دردمان بخورد. این گونه برگ های برنده جمع می شوند و باعث مي شوند كه اعتبار يك گروه بالا برود. بازي كردن با اين برگ هاي برنده هنر مي خواهد. شعور مي خواهد. به هيچ وجه ادعا نمي كنم اين جايزه ي من تنها چيزي بود كه باعث شد اين شبكه اين بودجه را دريافت كند. هرگز چنين ادعاي گنده اي نمي كنم. اما اين ادعا را مي كنم كه دوستانم در شبكه ارزش اين برگ برنده را دانستند و در كنار برگ برنده هاي بسيار ديگر قرار دادند و نتيجه اي را كه مي خواستند گرفتند. اين دوستان از اين كه اين جايزه را من گرفته بودم خوشنود بودند. بيشتر به خاطر اين كه يك فيزيكپيشه ي نوترينو آن را گرفته و اين يعني يك برگ برنده در لابي كردن ها براي فراهم ساختن امكانات در اين رشته. 

 

با حلوا حلوا دهان شيرين نمي شود اما با جمع كردن برگ هاي برنده ، ايجاد اين گونه شبكه ها  و... دهان دانشجويان شيرين مي تواند بشود! و اين شيريني به معناي آن است كه دانشجويان قوي تري به سمت اين شاخه مي آيند و اين يعني افق بهتر براي پيشرفت اين شاخه!