هنجارها
یواش! یواش! حوصله می خواهد.
در افسانه های قدیم ایرانی همای سعادت را به پرواز در می آوردند و منتظر می ماندند تا ببینند همای سعادت بر دوش چه کسی می نشیند. بر دوش هر که می نشست فر ایزدی داشت و شاهنشه اعلام می شد. گویا این افسانه خیلی در ناخود آگاه ما ایرانی ها تاثیر گذاشته! تا جایی که گمان می کنند جامعه ی علمی ساختن هم به این است که همای سعادت خیالی را به پرواز در آورند و ببینند در پیشانی چه کسی نوشته "اینشتین ایرانی قرن بیست و یکم". بعد او را حلوا حلوا کنند. حتی وقتی یک دانشجوی معمولی است که تمرین هایش را هم درست و حسابی حل نمی کند و در امتحان ورودی خودشان هم نمره ی چندان بالایی نمی آورد او را "استاد استاد" خطاب کنند و بادش کنند و بفرستندش به هوا. بعد از یک مدت هم حوصله شان از او سر رود و با سوزنی بادش را خالی کنند و زمینش بیاندازند و یکی دیگه را باد کنند و بفرستند هوا. با این کارها جامعه ی علمی درست نمی شود! این روش اصولی نیست. وقتی جمع علمی با هنجارها و معیار ها معقول رشدکرد از دل آن دانشمندان تراز اول هم رشد می کنند.
من در این جا و در این وبلاگ برخی از هنجارهای علمی را که از استادانم آموخته ام بیان می کنم. وقتی دانشجویی را آموزش می دهم با سخت گیری تمام این هنجارها را به آنها آموزش می دهم. اما باید بدانم کجا حرف من مورد قبول واقع می شود و کجا نمی شود. اگر من بیایم و به کسی که مرا در مقام "معلم و استاد" نمی شناسد توصیه های اخلاق علمی بکنم موجبات تحقیر و مسخره شدن خود را فراهم اورده ام. به جای ادای معلم اخلاق درآوردن باید موجبات ارتباطات بیشتر را فراهم کنم در این صورت این هنجارها در دامنه ی گسترده تری جا می افتند. وبلاگ حاضر هم یکی از ابزار هایی است که این گسترش دامنه را تسهیل می کند. برخی می گویند من در اینجا "عصا قورت داده" و مثل "خانم معلم" می نویسم. البته بیراه نمی گویند. اما اگر بخواهم در فضای واقعی -نه در این فضای مجازی- ارتباطات بیشتر شود این حالت "عصا قورت داده" را باید کنار بگذارم. منظورم در ارتباط با همکاران در دانشگاه هاست. والا در ارتباط با دانشجوها و.... این جانب قایل به سلسله مراتب دانشگاهی هستم. هیچ این نکته را انکار نمی کنم!به هیچ وجه هم نمی پسندم که یک دانشجو ی سال اولی "استاد استاد" خطاب شود. دانشجوی سال اولی باید به اندازه یک سال از دانشجوی سال دومی چیز یاد بگیرد. دانشجوی سال دومی باید چند ین سال از پست-داک چیز یاد بگیرد و الی اخر....اگر جز این باشد معنایش این است که آن دانشگاه یا موسسه ی علمی هیچ چیزی در این سال ها به سال بالاتری ها نیاموخته که دانشجو ی سال اولی از راه نرسیده شده :"استاد! استاد!"
توضیح در مورد عنوان وبلاگ: مینجق همان منجوق است در ترکی نوشتاری گویش تبریز