وقتي داشتم داستان بابايي نرگس كوچولو را در وبلاگ منجوق منتشر مي كردم خيلي نگران بودم كه شايد شخصيت و شرايط زندگي قهرمان داستان، تقي كه يك دانشجوي فيزيك از خانواده اي فقير از جنوب تهران بود طبيعي از آب در نياد. به هر حال من با آن قشر خيلي سر وكار نداشته ام. اصلا هم نمي خواستم تقليدي كرده باشم از فيلمفارسي هايي كه در مورد آن قشر مي سازند. ترجيح مي دادم شخصيت تقي را از مردهاي دور وبرم الهام بگيرم تا شخصيت هاي مصنوعي و كليشه اي فيلمفارسي ها. تخيل كردم تا ببينم اگر مردان دوروبر من در آن شرايط قرار بگيرند چه جوري واكنش نشان مي دهند و همان را به صورت داستان به نگارش درآوردم. در بين خوانندگان وبلاگ بودند كساني كه واقعا با شرايط تقي زندگي كرده بودند و باليده بودند. خوشبختانه بعد از اتمام داستان،داستان مورد تاييد آنها قرار گرفت. شخصيت هاي افرادي مانند تقي به افراد دوروبر من شبيه ترند تا كليشه هاي فيلمفارسي! الغرض! يكي از خوانندگان در پي قسمت دوم داستان چنين نوشت: داستاني كه مي نويسيد بخشهايي از آن به فيزيك خوندن من و بعضي دوستام شبيه هست. با اين حال يه مشكلي كه هميشه وجود داره اينه كه توصيف هايي كه شما (با نثر و ادبيات زيبايي كه براي تشريح وضعيت امثال تقي به كار مي بريد) مي كنيد تصورات درستي از وضعيت (فلاكت بار) تقي نميده. يه مشكلي كه براي امثال تقي هست و شايد در بيشتر مواقع همراهش ميمونه اينه كه اصلا نمي تونه درست حرف بزنه و اين تصورات عميقي كه شما از اون داريد را اون از خودش نداره و نميتونه بگه. آدم ياد فيلمهاي ابوالفضل جليلي ميوفته بدبختي بچه ها را نشون ميده و بعد جوايز بين المللي را كسب ميكنه و بعد زندگي جاريست براي همه (كارگردان، تماشاگر، بازيگر(به بازي گرفته شده) و ...) به همون شكلي كه قبلا بود. وقتي داستان را مي نوشتم با بنياد كودك آشنا نبودم. بنياد كودك دقيقا دانش آموزاني با شرايط تقي را كه پتانسيل بالا كشيدن خود را از طريق تحصيل و يا كسب مهارت هاي حرفه اي گوناگون دارند شناسايي مي كنه و شرايطي را فراهم مي كنه كه استعداد هاشون شكوفا بشه وشرايطي به وجود بياد كه بتوانند به جايي كه شايسته ي آنها برسند. ازجمله مهارت هايي كه مددكاران و داوطلبان بنياد كودك به اين بچه ها ياد مي دهند مهارت هاي اجتماعيه. در نامه هايي كه مي نويسند در عين ادب حرفشان را بدون مشكل بيان مي كنند. درنتيجه هر دو ي آن مشكلا تي كه آن آقا به آنها اشاره كرده بود رفع مي شه. با ماهي سي هزار تومان از هر كجاي دنيا مي توانيد كفيل كودكي از بنياد كودك شويد.بنياد كودك از شهرهاي مختلف مددجو داره. شرح حال مختصري از هر مددجو هم در سايت هست مي توانيد خود مددجو را انتخاب كنيد. برخي گفته اند كه به خاطر حساسيتي كه در مورد زجر بچه ها دارند برايشان سخت است كه سايت بنياد را ببينند. راستش براي من هم سخت است در مورد كودكاني كه بيماري غيرقابل درمان دارند مطلب بخوانم ولي شما مي توانيد در هنگام جست وجو هر كدام از دو آپشن بيمار و سالم را انتخاب كنيد. مددجويان -هرچند مشكلات بسياري در زندگي دارند- اما به زندگي شما نشاط فراوان هديه مي دهند چرا كه اين حس به شما دست مي دهد كه با مقدار ناچيزي درماه داريد يك كار مهم انجام مي دهيد. پيشرفت آنها فرح زاست. علاوه بر كفالت روش هاي گوناگون ديگري براي كمك به بنياد هست. كار اداري بنياد اغلب بر دوش داوطلبان هست وبراي همين هزينه هاي اداري بنياد كم است. مددجويان بنياد استعداد هاي گوناگون دارند. نيكوكاراني كه آموزشگاه هاي گوناگون (زبان، هنر، باشگاه هاي ورزشي و...) دارند به اين كودكان بااستعداد كمك مي كنند. يكي از مددجويان دختر از شعبه ي تبريز باشگاه كاتا مي رفت و قهرمان هم شده بود. من تا سرگذشت او را نخوانم اصلا نمي دانستم كاتا چيست! ملاحظه مي كنيد! حكايت اين بچه ها حكايت غصه ها نيست. هرچند فقر هست اما استعدادهاي گوناگون آنها زندگي را شيرين مي كند. با مراجعه به سايت بنياد كودك مي توانيد به ياري كودكي مانند تقي و معصومه بشتابيد و با شكوفا كردن استعداد هاي وي حال حاضر خود را با نشاط تر كنيد و آينده شهر و ديارتان را پررونق تر. بنیاد کودک در شهرهای مختلف از جمله تهران مشهداصفهان تبریز کرج شیراز کاشان آمل بم زابل کرمانشاه اردبیل ارومیه بروجرد و داراب شعبه دارد. آدرس و شماره تماس شعبات را می توانید در سايت بنيادبیابید. دربرخي شهرها هم مددجو هست بي آن كه شعبه باشد. به عنوان مثال در مراغه چند مددجو هستند كه از شعبه ي تبريز به آنها رسيدگي مي شود. شعبه تبريز تبريز، خیابان امام، روبروی مسجد سالار شهيدان، جنب پاساژ سبلان، طبقه 6،واحد 601 تلفکس : 3361809-0411 mailto:tabriz@childf.com