ببینید! نه حوصله شو دارم و نه وقتشو که سر این موضوع جر و بحث کنم. عکس کودکی گرسنه دیدم و دلم به درد آمد. همین! نه فلسفه ای بزرگ پشتشه و نه فکر می کنم کمک ناچیزی که می کنم قراره نتیجه ی خیلی بزرگی داشته باشه (در مورد بنیاد کودک -برعکس این مورد باور دارم که حمایت های کوچک ما می توانند اثر دراز مدت وماندگار  در زندگی قشری از جامعه داشته باشند که در مقیاس زمانی بلند تر نتیجه اش به خودمان هم می رسه.) در این مورد اما تصمیمم کاملا احساسی و دفعی است. نمی توانم عکس آن کودک آفریقایی را ببینم و کاملا بی تفاوت رد بشوم و شب راحت شام بخورم و  بخوابم. همین!

چی کار کنیم؟! این سایت هست هر روز یک کلیک بکنیم که یک ظرف غذا به یک انسان برسه. یک کلیک ناقابل! تا جایی که می دونم هزینه از محل تبلیغات تامین می شه.

اگر هم کردیت کارت دارید می توانید از طریق همین سایت مبلغ ۱۵ یا ۲۵ یا ۱۰۰ دلار وقف کنید برای سیر کردن همین کودکان.  من به این سایت اعتماد دارم.  تا جایی که بررسی کرده ام فقط کمک انسانی است بی هیچ بار سیاسی یا ایدئولوژیک. (کمک های بنیاد کودک نیز چنین است به ازای کمکی که می کنند کودکان را شست و شوی مغزی نمی دهند.)

این سایت یک سری اجناس (بیشتر زیور آلات و...) هم می فروشد. من زیاد از آن خرید می کردم.  هرچی هم که سفارش می دی همان طوری که قول داده اند می فرستند و دوز و کلک توی کارشان نیست.  هر چه از این سایت بخرید سود حاصل از آن صرف سیر کردن گرسنه ها می شود. اجناسی که می فروشند اغلب از جنسی هستند که تولید آنها به ضرر محیط زیست نیست (یا کمتر آسیب می رساند). به علاوه صنایع دستی و ....در آفریقا و جاهای دیگر را پشتیبانی می کند  که اشتغالزایی می کنند. اجناسی هستند که در مغازه های معمولی پیدا نمی شوند. یک جورهایی خاص هستند. من هروقت از آنها خرید کرده ام راضی بوده ام. به علاوه اطلاعات جالب فرهنگی در مورد هر کدام از زیور آلات می دهد. در مورد فرهنگ کنیا وفرهنگ تبت و همچنین فرهنگ کلتیک (بومیان ایرلند) کلی چیز از این سایت یاد گرفتم.

پی نوشت و توضیح درباره ی شکل:  قسمت سبز رنگ منطقه ی شاخ آفریقا را نشان می دهد که متشکل از کشورهای سومالی اتیوپی اریتره و جیبوتی است. همچنان که می دانید باز در این منطقه قحطی وحشتناک آمده و حدود ۱۱میلیون نفر در آن به شدت به غذا نیاز دارند. اگر خاطرتان باشد وقتی ما بچه بودیم هم یک قحطی وحشتناک در این سرزمین اتفاق افتاده بود وتلویزیون مرتب آنها رانشان می داد.  فکر می کنم در آن زمان اتیوپی و اریتره یک کشور بودند.تقریبا یک چهارم برنامه ها ی دو کانال ایران در آن زمان مربوط به قحطی می شد. اما این سرزمین همیشه قحطی زده نبوده.  فرهنگ غنی خود را دارد با مردمانی مهربان و مهماندوست. در آی-سی-تی-پی دو دوست از مردم این سرزمین داشتم جزو نجیب ترین افرادی هستند که تا کنون شناخته ام. هر دو فیزیکپیشه بودند و هر دو بسیار تیزهوش. یکی از دوستانم و همکلاسی های قدیمم (الناز) که در آمریکا داروساز است با یکی از یک گروه از اریتره ای ها در آمریکا دوست بود. هر از گاهی به نفع کودکان بی سرپرست اریتره برنامه هایی تدارک می دیدند که الناز هم در آنها شرکت فعال داشت و از غذاهایشان تعریف می کرد. (یک خانم تبریزی از غذای جایی تعریف کرده! تو حدیث دراز بخوان از این مجمل!) خارج از زمان قحطی اگر با مردم اتیوپی رو به رو شدید توصیه می کنم اشاره به قحطی ها نکنید. از این موضوع معذب هستند که کشورشان به قحطی زدگی شناخته شود.  این منطقه دونده های بسیار تنومندی دارد که درالمپیک و... می درخشند. از دیگر افتخارات آنها مقاومت در برابر استعمار ایتالیا و حملات موسولینی است. اگر این را یادآوری کنید خیلی با شما مهربان می شوند!

این سرزمین همان حبشه هست که یاران پیامبر رادر صدر اسلام پناه داد. این را من به دوست اتیوپیایی ام گفتم خیلی خوشحال شد. از چنین ماجرایی خبر  نداشت.