تبليغاتX
مينجق

مينجق

وبلاگی برای بازتاب دغدغه ها، فعاليت ها و دلخوشي هاي خودم

دستور پخت دوپیازه به قلم محسن عزیز:

- اما دوپیازه آلو اتفافا من چند روز پیش درست کردم و دوروز متوالی نهارم همین بود و بسیار لذت میبردم هم از سادگیش و هم مزه اش و هم ارزونیش تو این گرونیا
در شیراز از قدیم نام آلو تبهگنی داشته و نام سیب زمینی رو هم آلو میگذارند.
ابتدا یک پیاز متوسط را پوست میکنیم و خرد کرده و در یک کم روغن منظورم از یک کم چند فاشق هم کافیه. سرخ میکنیم بعد که سرخ شد مقداری نمک فلفل زردچوبه اضافه رو هم میزنیم تا خامی زرد چوبه گرفته شود. بعد ۴ عدد گوجه خرد کرده و میگذاریم با پیازداغ پخته شود و کامل نرم شود . قبل این کارا هم ۲ عدد سیب زمینی متوسط را شسته در آب میگذاریم کامل آب پز شود. سپس که کامل پخته شد میگذاریم سرد شده و پوستش را کنده و خرد میکنیم ودرون گوجه و پیاز داغ میریزیم و کمی اب لیمو اضافه میکنیم و چند لحظه میگذاریم که قشنگ مزه ی همه مواد مخلوط و به جسم آلو برود.
بعد غذا حاضر است و سعی کنید با سبزی خوردن میل نمایید.
من که از کباب بیشتر این غذا رو دوست دارم!!!
راستی برای بهتر شدن می توان موقع سرخ شدن پیاز داغ گوشت چرخ شده هم استفاده کرد.

کوکوی رژیمی کدو  به سعی آنا ی نازنین

کوکوی کدو :کدو را رنده می کنیم بعد تخم مرغ و نمک و فلفل و زعفران و کمی زرد چوبه و نان خشک خورد شده (ترجیحا باگت های اضافی را خشک کنید )اضافه می کنیم و میزاریم توی فر یا مایکروفر رویش که طلایی شد کمی کره رویش می مالیم.
کم کالری و رژیمی هست


برچسب‌ها: آشپزی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 18:15  توسط یاسمن فرزان  | 

من این هفته هم به برنامه رژیم غذایی و ورزش وفادار بودم. اما وزنم از هفته ی پیش کمتر نشده. اشکالی ندارد ادامه می دهم. مهم "همه با هم" بودن است. مهم این است که وسط راه عهد و پیمان نشکنیم و ادامه بدهیم. من در این طرح "همه با هم" خیلی چیزها از تک تک شما می آموزم. چه از نوشته هایتان و چه از نانوشته هایتان.

برخی ها در هفته ی گذشته گزارش ندادند. ادامه ی مطلب را ببینید.


برچسب‌ها: اراده ی مینجقی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 12:14  توسط یاسمن فرزان  | 

مطلب زیر نوشته ی پیمان است به کنکوری ها. پیمان الان دانشجوی پزشکی است و در سال های اخیر در تدریس به کنکوری ها تجربه داشته:

سلام. چیزایی که میخوام بنویسم مسائل مربوط به همه ی افراد در این مدت باقیمانده س، در حالی که کنکورو نمیشه برای همه یکسان تجویز کرد. من کلیات برنامه رو میگم، اگه شما تو قسمت خاصی از برنامه اشکال داشتین یا این که اشکال خاصی داشتین که تو برنامه نبود اون دیگه باید شخصی حل بشه. اول از 6 خرداد شروع میکنم.
اگه از 6 خرداد حساب کنیم شما 5هفته تا کنکور فرصت دارین.یه هفته آخرو فعلا میذاریم کنار.میمونه 6 خرداد تا یه هفته مونده به کنکور.به این مدت میگیم دوران جمع بندی

کاری که تو این دوران میکنیم اینه که هر هفته رو به دو تا 3روز تقسیم میکنیم. هر کدوم این 3روزه ها رو هم به 6تا وعده.(صبح و عصر).صبح روز اول کاری که می کنید اینه: درست مثل این که روز کنکور باشه لباس می پوشید، سر وقت جلسه حاضر میشید و یکی از دوره های کنکورهای قبلی رو جواب میدید.کاملا در شرایط کنکور. امتحان که تموم شد آزمونو تصحیح می کنید و درصدارو به دست میارید. حالا 5تا نیمروز دارید. توی هرکدوم این نیمروزها یه درس اختصاصی با یه درس عمومی قرار میدین. اختصاصی ای که قوی ترین با عمومی ای که ضعیف ترین و برعکس.میتونید برای ریاضی یا فیزیک با توجه به اهمیتشون دو وعده اختصاص بدین. و سوالای آزمون اون درسو یکی یکی میخونید.اگه اشتباه زده بودین میرین یاد میگیرین اگرم درست بوده که هیچی. با تو جه به 4 هفته ای که دارین میشه 8 بار این کارو تکرار کرد.اگه 8 بار این کارو بکنین هیچ مبحثی تو هیچ درسی نمیمونه که مرور نکرده باشین.فقط دقت داشته باشین که:
1.فعلا فقط و فقط سوالات آزمونو میخونید.
2. تو این دوران به هیچ عنوان مبحث جدید نمی خونید.یعنی اگه تو سوالا سوالی بوده باشه که مبحثشو نخوندین تا حالا اصلا دیگه بهش دست نمی زنید.

مزیت این روش اینه که شما مهم ترین مسائل کنکورو به ترتیب اولویت یاد میگیرین و همه ی درسارو دوره میکنین و با سوالای چند سال قبل آشنا میشین.ممکنه بگین همه ی این سوالارو قبلا جواب داده بودین ولی این بار فرق میکنه.قول میدم! و یادتون باشه هدف از این کنکورها که میدین ارزیابی خودتون نیست بلکه فقط و فقط یادگیری و مروره.
این از برنامه 4 هفته ای. هفته آخرم فعلا حرفشو نزنیم بذاریم کنار.
میمونه این مدتی که تا 6 خرداد مونده. تو این مدت میتونین مبحث جدیدی رو که تا الان نخوندین ولی خیلی مهمه رو بخونین.یا این که مباحثی که خیلی وقته خوندین و فکر می کنین یادتون نیست و ....تصمیمش با خودتونه.یادتون باشه بعد 6 خرداد هیچ درس جدیدی نمی خونین پس هرکاری دارین تا اون موقع انجام بدین.

میمونه قضیه ی عمومی ها. یه کتابی داره قلم چی به اسم کتاب زرد عمومی. همه سوالای عمومی همه رشته ها تو 2 یا 3 سال اخیرو جمع کرده. هر شب یه مجموعه سوال ازش کار کنین.که ترجیحا سوالای رشته خودتون(ریاضی و فیزیک) نباشن. همه ی عمومی هارو مرور میکنین و با سوالا آشنا میشین و یه نکته مهم تر این که در مورد عمومی ها این که بشینین صبح تا شب بخونین نتیجه ای نداره، بهتره به صورت تدریجی و هر شب یه مجموعه ای پیش برین.
اگه بتونین ساعات مطالعه تونو قدری بالا ببرین که از برنامه ای گفتم بزنه بیرون بگین تا بگم بقیه شو چیکار کنیم
کنیم و اگرم مشکلی بود باز بگین تا حلش کنیم. و مطمئن باشین هیچ اتفاق خاصی قرار نیس بیفته. اینم مثل بقیه روزا میاد و میره. اگه حتا به یه برنامه ی ناقص و ضعیف، کامل پایبند باشین خیلی بیشتر نتیجه میگیرین تا این که صدتا برنامه ی فوق العاده رو بخواین باهم دیگه جلو ببرین.
امیدوارم یه روز تو همین وبلاگ موفقیتتونو جشن بگیریم...

 

تیپ عمومی ها طوریه که وقتی میخونید بعدش تست کار می کنید احساس میکنید بلدید و ارزیابی نادرست میده بهتون.بهتر اینه که مدت زمان بیشتری با دروس عمومی درگیر باشید تا یادگیریتون پایدارتر باشه.ولی میتونید تو این مدت تاکید بیشتری روی دروس عمومی داشته باشید. هیچ درسی رو دست کم نگیرید.کسی که همه درسارو 50 بزنه خیلی بعتر از کسی نتیجه میگیره که نصف درسارو 100 برنه نصف دیگه رو صفر!
پس مراقب تعادل مطالعاتی و تعادل درصدها باشید.
برای فرمول های فیزیک و تاریخ ادبیات فیش بنویسید.جعبه لایتنر میتونه موثر باشه.من تو فیزیک هیچ فرمولی حفظ نکردم.انقدر سوال حل کردم که برام ملکه شد. با سوال ها درگیر بشید میبینید که اون قدرهام سخت نیست.
نکته آخر: عمومی ها را به هیچ وجه حجیم نخوانید.تکه تکه...تا سر جلسه قادر به پاسخگویی باشید.


برچسب‌ها: کنکور
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 13:3  توسط یاسمن فرزان  | 

این یادداشت برای کنکوری های عزیز مخصوصا ده مهربان هست.

حدودا ۴۰ روز به کنکور مونده و دیگه فرصتی برای هیچ چیز جز درس و مشق برای آمادگی برای کنکور و احیانا امتحانات آخر ترم نیست. بعد از کنکور می شه ساعت ها نشست و تحلیل کرد و دید چرا درس می خوانیم و هدفمان از درس خواندن چیه. با چه روشی باید درس بخوانیم که فیزیکپیشه ی موفقی بشویم و ازاین حرف ها. قول می دهم بعد از کنکور سر فرصت با هم راجع به این چیزها مفصل بحث کنیم. اما فعلا وقتی برای این سئوالات نیست.

سئوال اصلی و مهم الان در این موقعیت اینه: در این یک ماه-چهل روز آینده چگونه برنامه ریزی کنیم که بتوانیم رتبه ی بهتری بیاورم. من کنکور ندادم و خیلی نمی توانم نظر دهم. از دوستانی که به تازگی کنکور داده اند یا برای کنکوری ها تدریس کرده اند می خواهم ده عزیز را راهنمایی کنند. ماجرا این است که ده عزیز که دانش آموز مستعد و باهوشی است که تا سال پیش خیلی جدی درس می خواند یک سری اتفاقات برایش افتاده و مدتی در درس خواندن سستی کرده اما حالا می خواهد جبران کند. لطفا بگویید با چه اولویت بندی ای درس بخواند.  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 16:28  توسط یاسمن فرزان  | 

اگر خیال می کنید با نسبت دادن برچسبی به نام "خاله زنک" می توانید صدای مینجق را خاموش کنید سخت در اشتباهید. با کمال افتخار من یک زن هستم. خاله نیستم اما یکی از آرزوهایم آن است که روزی خاله شوم. پسوند "ک" تحبیب را هم دوست دارم. بنابراین هیچ کدام از اجزای سازنده ی این ترکیب را مایه شرم نمی دانم که  از وحشت آن که این برچسب به من زده شود سکوت کنم!

قبلا هم گفته بودم باز هم تاکید می کنم: این من هستم که تشخیص می دهم که آیا چیزی ارزش صحبت  و طرح در این وبلاگ را دارد یا نه. اگر خیال می کنید با به کار بردن کلمه ی "خاله زنکی" صدای مینجق را خفه می کنید مینجق را هنوز نشناخته اید. مینجق برای این که از ارزش  نوشته های خود مطمئن شود احتیاجی به مهر تایید کسی  که "خاله"+"زن"+"ک" را حقیر می داند  ندارد.


برچسب‌ها: دیدگاه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 14:30  توسط یاسمن فرزان  | 

با فرستادن این کارت تبریک های مجانی به ای-میل مادر خود هم می توانید مادرتان را شاد کنید و هم به نیازمندان آفریقا کمک کنید. 
برچسب‌ها: خیریه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 11:9  توسط یاسمن فرزان  | 

یزد شناسی به سعی دانشجوی امیدوار:

"قنات"

"کاریز یا قنات یا کهریز به راهی که در زیر زمین کنده شود تا آب از آن جریان یابد می‌گویند. کاریز کانالی است که از دیرباز برای مدیریّت آب در زمین می‌ساخته‌اند. رشته چاهی است که از «مادر چاه» سرچشمه می‌گیرد و ممکن است هزارها متر به طول بیانجامد که سرانجام آب این کاریزها برای شرب و کشت و کار به سطح زمین می‌رسند ودر جای معینی به روی زمین می‌آیند."

قنات در ایران سابقه ی طولانی ای داره و ایرانی ها مهارت زیادی در حفر قنات داشتند به طوری که "در زمان هخامنشیان فناوری قنات به مصر و دیگر کشورها حتی صادر هم می شده".

در یزد هم به خاطر موقعیت جغرافیایی و نیاز به آب (حتی در فصول بارندگی) قنات های زیادی حفر شده.
قناتهایی که سالها قبل ساخته شدند تا نیاز مردم به آب(برای نوشیدن و مصارف کشاورزی) را رفع کنند.

آبی که از قنات عبور می کند دائمی است و همین نکته باعث میشه جایی که آب قنات به سطح زمین میاد محل خوبی برای زندگی و رونق اون باشه.
مثلا :

"باغ دولت آباد یزد ازنمونه باغ های بزرگ ایران است که در سال 1160 هجری قمری « دوره زندیه» بنا گردیده است. بادگیر مرتفع و زیبای آن با ارتفاع 33 متر از سطح زمین بلندترین بادگیری است که تاکنون شناسایی شده است. این باغ بزرگ یکی از بنیادها و آبادانی های محمدتقی خان مشهور به خان بزرگ، سر سلسه خاندان خوانین یزد و مرد مقتدر آن عهد است. او ابتدا قناتی با نام دولت آباد ایجاد کرد و سپس از آب آن قنات باغ دولت آباد را به وجود آورد. قنات تاریخی عظیم و مهم دولت آباد دارای قدمتی بیش از دویست سال است که از احداث پنج رشته قنات تشکیل شده است."
به نقل از مرحوم ایرج افشار

"قنات دولت آباد 54 کیلومتر طول داره و میزان آبدهی اون 40 لیتر در ثانیه است."
قنات در ایران - نوشته ی محمدرضا حائری

کوه عقاب رو یادتونه؟
نزدیک اون دو رشته قناته. یکی از "شیرکوه" تغذیه میشه و یکی از چشمه ی "تامهر" که نزدیک کوه عقابه.
قناتی که آبش از شیرکوه تامین میشه از یه روستایی به اسم "علی آباد" شروع میشه و تا "زارچ" ادامه پیدا می کنه. طولش تقریبا 60 کیلومتره.
60 کیلومتر!!!
دیگه خودتون حساب کنید ببینید "مُقَنی" ها چقدر باید سختی ها رو به جان می خریدند تا بتونند با ابزار ساده ای که در اختیارشون بوده چند ده متر زیر زمین(به طور عمودی) و بعد از اون چند صد متر رو به طور افقی حفر کنند و مسیر عبور آب رو بسازن و به مقصد برسونن و با این همه چقدر کارشون رو خوب و حساب شده انجام دادند که بعد از سالها هنوز هم قنات ها پا بر جا هستند و پر آب.


برچسب‌ها: یزدشناسی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 8:26  توسط یاسمن فرزان  | 

در اینجا مصاحبه با یک کار آفرین موفق را می توانید بخوانید. این همت به جای خود قابل ستایش است. موضوع جالب تر و تحسین برانگیز تر و الهام بخش تر می شود وقتی اینجا را می خوانیم و می ببینیم چگونه مشکلاتی که برای آدم های کوچک بزرگ هستند در برابر همت های بلند حقیر و ناچیز می شوند.

البته فراموش نکنیم که  مردان موفق اغلب مدیون حداقل دو زن مقتدر هستند:مادر و همسر. این همت عالی و این غلبه بر مشکلات بدون حمایت همه جانبه و درک و فهم و شعور همسر وی قطعا امکان پذیر نمی گشت. 


برچسب‌ها: مگو چیست کار
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 16:37  توسط یاسمن فرزان  | 

در روز زن یادمان باشد نگذاریم که  هیچ موجودی  بین ما خانم ها تفرقه بیافکند تا حکومت کند. یادمان باشد که برخی از موجوداتی که در اطراف ما هستند بسیار مشعوف می شوند اگر ببینند به قول خودشان "گیس کشی" بین خانم ها راه افتاده! یادمان باشد  وقتی بادی به غبغب می اندازند و می گویند من به مسایل "خاله زنکی" علاقه ای ندارم اما فلان  خانم پشت سر شما خانم  این گونه گفته بدانیم همه ی این مزخرفات زاییده ی ذهن بیمار خود موجود است که می خواهد بین ما خانم ها اختلاف بیافکند و برای شهوت قدرتش سوژه ای فراهم شود.

یادمان باشد وقتی اعتراض به-حق  خانم ها را با هرزگی  به سر و صدای "حمام زنانه" تشبیه می کنند به شوخی کثیفشان نخندیم. اصلا لبخند هم نزنیم که یک وقت رویشان باز می شود و هرزه تر می شوند. یادمان باشد اجازه ندهیم هیچ موجودی از ما علیه ما استفاده کند.

این روز فرخنده را به همه مردان جوانمردی که شبیه آن موجودات که در بالا توصیف کردم نمی اندیشند و در رفتار و گفتار از ایشان برائت می جویند تبریک می گویم.  این روز را به همه ی زنان آزاده ای که در لجنزاری که آن موجودات می سازند نمی افتند تبریک می گویم. این روز را به همه ی مردان و زنانی که انسان هستند تبریک می گویم.

یادمان باشد که این ما انسان ها هستیم که باید هوای همدیگر را داشته باشیم.


برچسب‌ها: دیدگاه
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 23:20  توسط یاسمن فرزان  | 

امروز روز مادر است. این روز فرخنده را به همه ی مادران مهربان تبریک می گویم. چیزی که مادر را خوشحال می کند و مایه ی مباهات او می شود موفقیت و شادکامی فرزند است.  کوشش و اراده در جهت رفع کاستی ها ی شخصی اولین کسی را که خوشدل می کند مادر است.

برای یک مادر خیلی سخت است که جوان رشیدش - دختر یا پسر تحصیلکرده و توانمندش- گوشه ی خانه کز کند و بنشیند و برای ساختن آینده اش تلاشی نکند. یک سری یادداشت دارم می نویسم برای تشویق و ترغیب جهت جست و جوی جدی کار. همین تلاش و همت کافی است که مادر را خوشنود کند. اگر به ثمر نشست و شغل مناسب پیدا شد که چه بهتر! اگر نشد بازهم "هر قدر ای دل که توانی بکوش!"

اگر نتیجه این کوشش تنها  خوشحالی  دل مادر باشد باز هم به زحمتش می ارزد.


برچسب‌ها: مگو چیست کار
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 14:6  توسط یاسمن فرزان  | 

این هفته خیلی خوب بود. هم رژیم و هم پیاده روی و نرمش روزانه ام به خوبی پیش رفت.

الان هم از گشت و گذار در تپه های اطراف خانه مان بر می گردیم. عالی بود. چه گل ها و سبزه های زیبایی! چه هوای دلپذیری!

این برنامه ی همه با هم و ورزش متدوام هم بدنم را قوی کرده و هم باعث شده اعصابم آرام تر باشد. در مجموع عالی است. از همه تان متشکرم. به خصوص از ده عزیز! ده عزیز! خوب ادامه بده تا ما هم انگیزه ی بیشتری داشته باشیم.


برچسب‌ها: اراده ی مینجقی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 11:56  توسط یاسمن فرزان  | 

جامعه تهران در این سال ها نسبت به کسی که می خواهد از راه درست و اخلاقی با اتکا به اراده و خلاقیت و توانمندی ها ی خودش آینده ی اقتصادی خودش را بسازه بسیار خشن است. در این شهر  از لمپن خیابانی گرفته تا روشنفکر کافه نشین  از استاد دانشگاه مدعی دموکراسی  تا مدیر یک مجتمع آپارتمانی افراد ی می بینی  حمله بر جوانی می آورند که سودایی جز ساختن آینده اش  به همت خودش و نیروی فکر خودش ندارد!
تمام عزم خود را جزم می کنند که بال و پر این جوان را بشکنند و خرد کنند! از همه بدتر هم روشنفکری است که آن قدر وضع مالی اش نابسامان است که کافه هم نمی تواند برود. این جماعت که دشمن خونی جوانان باهمت جویای کار هستند.
من کاری به ریشه های این رویکرد ندارم. توان آن را هم که جلویش بایستم ندارم.
اما همین محیط "همه با هم" که همه با هم ساخته ایم محیط مناسبی است که این جوان در آن احساس راحتی کند. به چنین جوانانی توصیه می کنم با نام مستعار (به جز نام مستعاری که معمولا در این وبلاگ به کار می گیرند) بیایند و دغدغه های خود را مطرح کنند.
خوشبختانه در این طرح همه با هم افراد خیرخواهانه رفتار می کنند. در موارد پیشین دیدیم که هر کس با زبان و روش خود سعی کرد تجربیات مفید انتقال دهد  و به دیگران انرژی دهد. این محیط غنیمت است. بسیار هم متفاوت از محیط جامعه ی واقعی و نیز بخش بزرگ محیط مجازی سایبری است. خدا را شکر محیط امنی است که در آن توصیه های مفید و کارساز می شود! امید داده می شود. انرژی و انگیزه ی لازم برای تلاش و جست وجو داده می شود.
اما با نام مستعار ناشناخته  کامنت بگذارید که خارج از این محیط بدخواهان دوست-نما به شما آسیب نرسانند.
شاید نتوانید تصور کنید اما برخی از این دوستان "جی جی باجی" شما همین که ببینند برای ساختن آینده تان دارید همت می ورزید بدترین دشمنان شما از آب در خواهند آمد. اما برخی کسان را که آدم های نچسبی می یافتید افراد بسیار به درد بخور ومثبت خواهید یافت.
برچسب‌ها: مگو چیست کار
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 13:53  توسط یاسمن فرزان  | 

آنا از قول همسرش گفت:

از وقتی که تصمیمم برای انتخاب رشته ام جدی شد تا حالا کار کردم.اولین بار شاگردی یک مغازه ی تعمیر رادیو و تلویزیون رو قبول کردم بدون حقوق ،یه بار ضبطی رو تعمیر کردم شاگردانه گرفتم ،کلّی ذوق کردم اون موقع17 -18 سالم بود. شریف قبول شدم همزمان کار هم می کردم .اساتید به فارسی درس می دادند ،من به انگلیسی جزوه می نوشتم ،مستمع آزاد توی کلاسای فوق لیسانس شرکت می کردم .مثل بعضی از دانشجوهای امروزی که هم اپارتمان دارند هم ماشین و هر امکاناتی که تصورش رو بکنید ،نبود .تو مسافرخونه یه اتاق کوچیک داشتم یخچالم نداشت .بعد که اومدم دانشگاه تبریز فیزیک هالیدی و ریاضی تدریس کردم ،چند تا کارخونه کار کردم .بعد با دو نفر از دوستام شرکت رو تاسیس کردیم همزمان دانشگاه تبریز هم دانشجو بودم .
هیچ پارتی نداشتم .الانم از دوستام جدا شدم . خودم شرکت رو اداره می کنم به لطف خدا و کمک تجارب قبلیم هنوزم فعالیت می کنم .
اگر می خواهید در آینده در زمینه ی رشته ی خودتون کار کنید باید از همین حالا در همون راستا همه کار انجام بدید (ترجمه ،تدریس ،کار آموزی ،کارگری ...)
باید کوچکترین فوت و فن رو هم بلد باشید تا بتونید تشکیلاتی رو اداره کنید.


برچسب‌ها: مگو چیست کار
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 7:43  توسط یاسمن فرزان  |